چشیدن طعم وقت» اثر کاترین پانکُل، رمانی شاعرانه و فلسفی است که در تقاطع عشق، تقدیر و اسرار ناگفته حرکت میکند. داستان در یک قصری قدیمی در فرانسه میگذرد، جایی که آلیس، زنی مرموز با توانایی عجیبِ چشیدن زمان در غذاها، زندگی میکند.
416,000 تومان
در دل جنگلهای «پِرِگور»، قصر «سَبزِ مایل» مانند رازی سر به مهر خود را از چشم جهان پنهان کرده است. آلیس، آخرین بازماندهٔ خاندان «مونترلور»، در این قصر تنها زندگی میکند—اما تنهایی او عادی نیست. او آشپزی است که زمان را میچشد: با اولین قاشق سوپی که میپزد، میتواند بفهمد که آشپز آن سوپ در لحظهٔ پختنش به چه فکر میکرده، یا با اولین گاز از یک کیک، میتواند شادیها و غمهای پنهان در خمیر آن را حس کند. این موهبت، اما، برای او هم نعمت است و هم نفرین: چون هر بار که غذایی میپزد، نه تنها طعم، بلکه بار عاطفیِ لحظاتِ از دست رفته را نیز قورت میدهد.
ورود توماس، نویسندهای که برای فرار از بنبست ذهنی به پرگور آمده، همه چیز را تغییر میدهد. آلیس او را به یک شام هفتپیشه دعوت میکند—هر پرس، مربوط به دورهای از تاریخ قصر است. با هر لقمه، توماس بخشی از گذشته را تجربه میکند: عشقهای سوخته، خیانتهای قدیمی، و رازی که شاید کلیدِ گمشدهٔ زندگی خود او باشد… اما آیا این سفر به گذشته به او کمک میکند تا داستان جدیدی بنویسد، یا او را در دامِ تاریخی اسرارآمیز گرفتار میکند؟
پانکُل در این رمان، با نثری روان و تصاویر حسیِ قوی، مفاهیم زمان، حافظه و عشق را به هم میبافد. او از طریق استعارهٔ غذا—که همزمان هم ملموس است و هم نمادین—خواننده را به تأملی ظریف دربارهٔ این که «گذشته چه طعمی دارد؟» دعوت میکند. آیا زمان را میشود چشید؟ آیا خاطرات، اگر دوباره زنده شوند، شیریناند یا تلخ؟ و آیا عشق میتواند بر مرزهای زمان غلبه کند؟
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.